اخبار

عزت الله جامعی ندوشن در سوگ مادر نشست.

(بدون دیدگاه)


تیم شهدای گمنام ندوشن قهرمان جام نوروزی+تصاویر

(بدون دیدگاه)


اولویت دشمن مسائل اقتصادی است/همه درانتخابات حضورپرشورداشته باشند

(بدون دیدگاه)


تحویل سال نو در مسجد امام سجاد (ع) ندوشن+تصاویر

(بدون دیدگاه)


سال ۹۶ «اقتصاد مقاومتی؛ تولید- اشتغال» نامگذاری شد

(بدون دیدگاه)


نوکری واقعی اهل‌بیت جامعه را عزتمند و مشکلات را برطرف می‌کند/ جامعه مداح متناسب با نیاز زمان و جبهه‌بندی‌ها گفتمان‌سازی کند

(بدون دیدگاه)


واژگونی پراید وآتش گرفتن آن در حوالی نیوک

(بدون دیدگاه)


فاطمه زهرا (س)؛نگین درخشان عصمت در حلقه فرشتگان

(بدون دیدگاه)


بازخوانی توصیه‌های رهبر انقلاب در سالی‌که گذشت

(بدون دیدگاه)


ویژه نامه نوروزی ماهنامه آوای ندوشن

(بدون دیدگاه)


اسکان مسافران نوروزی توسط آموزش وپرورش ندوشن

(بدون دیدگاه)


برگزاری سومین جشن سالانه ندوشن در ایام نوروز

(بدون دیدگاه)


کلنگ زنی مرکز جامعه سلامت و اورژانس پیش بیمارستانی ندوشن

(بدون دیدگاه)


خدمات مطلوب نوروزی باعث معرفی بهتر ندوشن به گردشگران می شود

(۱ دیدگاه)


داوطلبان شورای شهر از هم اکنون برای پیش ثبت نام اقدام کنند + شرایط ثبت نام

(بدون دیدگاه)


كدخبر: 5854 تاريخ : ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۳ نسخه چاپي ارسال به دوستان

خاطرات و گذشته ها

در این قسمت همشهریان می توانند خاطرات گذشته و خلاصه آنچه که مربوط به ندوشن باشد را درج نمایند.در ضمن عکس های قدیمی نیز شما می توانید در این قسمت قرار بدهید که لازم است شما برای درج عکس ها عکس را به نشانیinfo@nedayenodoushan.irارسال نمایید یا عکس را آپلود نمایید و کد را قرار دهید تا درج گردد.

2 پاسخ به “خاطرات و گذشته ها”

  1. عباس می‌گه:

    با سلام به همه ی دوستان ،
    عزیزان بزرگوار لطفاً بعد از خوندن نظر بدید.قبلاً از محبتتون سپاسگزارم. ممنون.
    اسم این خاطره هست ۱۰۰۰تومانی با برکت.
    زمستان سال ۷۲ بنده به همراه چند نفر از بچه های محلّه طبق معمول هر پنجشنبه از مینی بوس های ندوشن جا مونده بودیم و توفیق اینکه با ۳۰،۴۰ نفر از همشهریا با هم داخل یه مینی بوس ۱۲۰ کیلومتر طی ۲ساعت زمانو ،از دست داده بودیم .در اینجور مواقع با سرویس های نصر آباد تا نصر آباد می اومدیم و از اونجا تا ندوشن خدا وسیله رسون بود.اون روز سرد هم حدود ۷ نفر از بچه ها با هم بودیم و آخر نصرآباد پیاده شدیم . هوا سرد بود و همه گرسنه و خسته بودیم و بی قرار رسیدن به ندوشن چون بعداز ظهرهای پنجشنبه اون موقع ها صفای دیگه ای داشت.درد سرتون ندم قرار شد قدم زنون بریم کمی بالاتر و آتش روشن کنیم و گرم بشیم که یکی از دوستان با خوشحالی گفت بچه ها پول پیدا کردم . هر کس حرفی زد از حلال و حرام بودن پول ولی نهایتاً جمع نظر دادن که حلال است و خدا برای سیر کردن ما پولو سر راه ما قرار داده .دوستان رفتند و یه عالمه کیک و نوشابه خریدند و همه شکمی از عذا در آوردیم و در حقّ کسی که پول کم کرده بود دعا کردیم .ولی از آن به بعد همچنان از خدا می خواهیم که مارو ببخشد و زمینه بخشش همه مون تا حالا فراهم شده باشد. انشاالله.از شما دوستان مهربان هم طلب دعای خیر داریم.تا خاطره ای دیکر بدرود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاربر گرامي؛ قبل از فرستادن ديدگاه، قوانين اين بخش را مطالعه نماييد.

خبرنگار ما باشید