اخبار

مراسم سومین سالگرد «شهدای گمنام» ندوشن برگزار شد+تصاویر

(۱ دیدگاه)


طرح زندگی و نشاط اجتماعی در پارک سرچشمه برگزار شد

(بدون دیدگاه)


جعفری ندوشن مربی تیم ملی اسکواش بزرگسالان شد

(بدون دیدگاه)


مدیرکل بنیاد یزد: جلب رضایت ایثارگران مهم‌ترین دغدغه بنیاد است

(بدون دیدگاه)


پنج میلیارد تومان به راه ندوشن به ورزنه اختصاص یافت

(۱ دیدگاه)


نقش گروه دوستان در گرایش جوانان به مصرف مواد مخدر

(بدون دیدگاه)


پیام رییس ادارهُ صنعت،معدن وتجارتِ میبد به مناسبتِ روزِ ملیِ

(بدون دیدگاه)


وزیر دادگستری در سفر به بخش ندوشن، از شرکت تک‌آور بازدید کرد.

(بدون دیدگاه)


خسارت دیدگان سیل در میبد، کمک بلاعوض دریافت می کنند

(بدون دیدگاه)


افتتاح چند طرح آبخیزداری با حضورمعاون هماهنگی امور عمرانی استانداری دربخش ندوشن

(بدون دیدگاه)


اوقات فراغت دانش آموزان، نیازمند مدیریت واحد

(بدون دیدگاه)


نماز عید فطر در ندوشن اقامه شد

(بدون دیدگاه)


مراسم سی امین سالگرد ارتحال حضرت امام (ره) در ندوشن برگزار شد

(بدون دیدگاه)


بازدید سرپرست معاونت اقتصادی و توسعه منابع استانداری یزد از دو واحد تولیدی ندوشن

(بدون دیدگاه)


مردم ندوشن با برگزاری آیین سنتی الوداع، با ماه مبارک رمضان وداع کردند

(بدون دیدگاه)


كدخبر: 5854 تاريخ : ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۳ نسخه چاپي ارسال به دوستان

خاطرات و گذشته ها

در این قسمت همشهریان می توانند خاطرات گذشته و خلاصه آنچه که مربوط به ندوشن باشد را درج نمایند.در ضمن عکس های قدیمی نیز شما می توانید در این قسمت قرار بدهید که لازم است شما برای درج عکس ها عکس را به نشانیinfo@nedayenodoushan.irارسال نمایید یا عکس را آپلود نمایید و کد را قرار دهید تا درج گردد.

2 پاسخ به “خاطرات و گذشته ها”

  1. عباس گفت:

    با سلام به همه ی دوستان ،
    عزیزان بزرگوار لطفاً بعد از خوندن نظر بدید.قبلاً از محبتتون سپاسگزارم. ممنون.
    اسم این خاطره هست ۱۰۰۰تومانی با برکت.
    زمستان سال ۷۲ بنده به همراه چند نفر از بچه های محلّه طبق معمول هر پنجشنبه از مینی بوس های ندوشن جا مونده بودیم و توفیق اینکه با ۳۰،۴۰ نفر از همشهریا با هم داخل یه مینی بوس ۱۲۰ کیلومتر طی ۲ساعت زمانو ،از دست داده بودیم .در اینجور مواقع با سرویس های نصر آباد تا نصر آباد می اومدیم و از اونجا تا ندوشن خدا وسیله رسون بود.اون روز سرد هم حدود ۷ نفر از بچه ها با هم بودیم و آخر نصرآباد پیاده شدیم . هوا سرد بود و همه گرسنه و خسته بودیم و بی قرار رسیدن به ندوشن چون بعداز ظهرهای پنجشنبه اون موقع ها صفای دیگه ای داشت.درد سرتون ندم قرار شد قدم زنون بریم کمی بالاتر و آتش روشن کنیم و گرم بشیم که یکی از دوستان با خوشحالی گفت بچه ها پول پیدا کردم . هر کس حرفی زد از حلال و حرام بودن پول ولی نهایتاً جمع نظر دادن که حلال است و خدا برای سیر کردن ما پولو سر راه ما قرار داده .دوستان رفتند و یه عالمه کیک و نوشابه خریدند و همه شکمی از عذا در آوردیم و در حقّ کسی که پول کم کرده بود دعا کردیم .ولی از آن به بعد همچنان از خدا می خواهیم که مارو ببخشد و زمینه بخشش همه مون تا حالا فراهم شده باشد. انشاالله.از شما دوستان مهربان هم طلب دعای خیر داریم.تا خاطره ای دیکر بدرود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاربر گرامي؛ قبل از فرستادن ديدگاه، قوانين اين بخش را مطالعه نماييد.

خبرنگار ما باشید