اخبار

شورای شهر برای توسعه منطقه قدم بردارند

(بدون دیدگاه)


تجلی حضور وحدت آفرین مردم ندوشن در نماز بندگی عید سعید فطر+تصاویر

(بدون دیدگاه)


آتش به اختیار به معنای بی‌قانونی نیست/ تهاجم قدرتمندانه‌ سپاه به دشمنان کار بزرگی بود

(بدون دیدگاه)


اولین همایش استانی مناجات خوانی در اردکان برگزار شد

(بدون دیدگاه)


خدایا! رمضان تمام شد، اما تو حال و هوایش را بر ما تمام نکن

(بدون دیدگاه)


پرداخت زکات فطریه

(بدون دیدگاه)


نشست فعالان فرهنگی واجتماعی با امام‌جمعه و فرماندار برگزار شد

(بدون دیدگاه)


اقامه نماز عید سعید فطر توسط حجت الاسلام و المسلمین جوادی در مصلی ندوشن

(بدون دیدگاه)


حضور حماسی مردم روزه دارندوشن در خلق حماسه عظیم “شکوه روز قدس” +تصاویر

(بدون دیدگاه)


مردم ندوشن با ماه رمضان وداع کردند

(بدون دیدگاه)


حمایت از مردم مظلوم فلسطین مصداق عمل صالح است/پیام روز جهانی قدس ، وحدت و استکبارستیزی مسلمانان است

(بدون دیدگاه)


گزارش تصویری از همایش تلاش برای توسعه و عمران ندوشن

(بدون دیدگاه)


همایش توسعه و عمران ندوشن همراه با رونمایی از کتاب تذکره شعرای ندوشن

(بدون دیدگاه)


نفس‌های زمین به شماره افتاده …

(بدون دیدگاه)


مراسم بزرگداشت شهید «محمود جعفری ندوشن» برگزار می‌شود

(بدون دیدگاه)


كدخبر: 5854 تاريخ : ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۳ نسخه چاپي ارسال به دوستان

خاطرات و گذشته ها

در این قسمت همشهریان می توانند خاطرات گذشته و خلاصه آنچه که مربوط به ندوشن باشد را درج نمایند.در ضمن عکس های قدیمی نیز شما می توانید در این قسمت قرار بدهید که لازم است شما برای درج عکس ها عکس را به نشانیinfo@nedayenodoushan.irارسال نمایید یا عکس را آپلود نمایید و کد را قرار دهید تا درج گردد.

2 پاسخ به “خاطرات و گذشته ها”

  1. عباس گفت:

    با سلام به همه ی دوستان ،
    عزیزان بزرگوار لطفاً بعد از خوندن نظر بدید.قبلاً از محبتتون سپاسگزارم. ممنون.
    اسم این خاطره هست ۱۰۰۰تومانی با برکت.
    زمستان سال ۷۲ بنده به همراه چند نفر از بچه های محلّه طبق معمول هر پنجشنبه از مینی بوس های ندوشن جا مونده بودیم و توفیق اینکه با ۳۰،۴۰ نفر از همشهریا با هم داخل یه مینی بوس ۱۲۰ کیلومتر طی ۲ساعت زمانو ،از دست داده بودیم .در اینجور مواقع با سرویس های نصر آباد تا نصر آباد می اومدیم و از اونجا تا ندوشن خدا وسیله رسون بود.اون روز سرد هم حدود ۷ نفر از بچه ها با هم بودیم و آخر نصرآباد پیاده شدیم . هوا سرد بود و همه گرسنه و خسته بودیم و بی قرار رسیدن به ندوشن چون بعداز ظهرهای پنجشنبه اون موقع ها صفای دیگه ای داشت.درد سرتون ندم قرار شد قدم زنون بریم کمی بالاتر و آتش روشن کنیم و گرم بشیم که یکی از دوستان با خوشحالی گفت بچه ها پول پیدا کردم . هر کس حرفی زد از حلال و حرام بودن پول ولی نهایتاً جمع نظر دادن که حلال است و خدا برای سیر کردن ما پولو سر راه ما قرار داده .دوستان رفتند و یه عالمه کیک و نوشابه خریدند و همه شکمی از عذا در آوردیم و در حقّ کسی که پول کم کرده بود دعا کردیم .ولی از آن به بعد همچنان از خدا می خواهیم که مارو ببخشد و زمینه بخشش همه مون تا حالا فراهم شده باشد. انشاالله.از شما دوستان مهربان هم طلب دعای خیر داریم.تا خاطره ای دیکر بدرود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاربر گرامي؛ قبل از فرستادن ديدگاه، قوانين اين بخش را مطالعه نماييد.

خبرنگار ما باشید