اخبار

گذشته هایی که ندوشنی‌ها با آب انبار روزگار را سپری می‌کردند

(بدون دیدگاه)


الحاق مجدد روستاهای سورک و هفتهر به بخش ندوشن

(بدون دیدگاه)


ندوشن روی ریل توسعه

(بدون دیدگاه)


تردد تریلی روزهای تعطیل در جاده فولاد – نیوک ممنوع شد

(بدون دیدگاه)


نجات ۹ نفر گرفتار در برف و سرما در ندوشن

(بدون دیدگاه)


راهپیمایی یوم الله ۲۲ بهمن در ندوشن برگزار شد

(بدون دیدگاه)


در دهه فجر ساختمان جدید بخشداری ندوشن افتتاح شد

(بدون دیدگاه)


طرح شبکه جمع آوری و تصفیه خانه فاضلاب شهر ندوشن کلنگ زنی شد

(بدون دیدگاه)


روکش آسفالت جاده میبد – ندوشن افتتاح شد

(بدون دیدگاه)


خیابان از دانشگاه جلو افتاد

(بدون دیدگاه)


بهره برداری ۴ پروژه مخابراتی در ندوشن به مناسبت دهه فجر

(بدون دیدگاه)


اعمال محدویت تردد درمحورفولادآلیاژی به ندوشن بزودی .

(بدون دیدگاه)


فرارسیدن ایام مبارک فجر طلیعه ی آزادی ملت و محو استبداد و واپس راندن استعمار، بر ملت بزرگ ایران مبارک باد.

(بدون دیدگاه)


طنین گلبانگ انقلاب در دبیرستان شهید صدوقی ندوشن+گزارش تصویری

(بدون دیدگاه)


پیام تبریک فرمانده حوزه مقاومت بسیج امام حسین (ع) ندوشن به مناسبت فرا رسیدن ایام فرخنده دهه مبارک فجر

(بدون دیدگاه)


كدخبر: 5854 تاريخ : ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۳ نسخه چاپي ارسال به دوستان

خاطرات و گذشته ها

در این قسمت همشهریان می توانند خاطرات گذشته و خلاصه آنچه که مربوط به ندوشن باشد را درج نمایند.در ضمن عکس های قدیمی نیز شما می توانید در این قسمت قرار بدهید که لازم است شما برای درج عکس ها عکس را به نشانیinfo@nedayenodoushan.irارسال نمایید یا عکس را آپلود نمایید و کد را قرار دهید تا درج گردد.

2 پاسخ به “خاطرات و گذشته ها”

  1. عباس گفت:

    با سلام به همه ی دوستان ،
    عزیزان بزرگوار لطفاً بعد از خوندن نظر بدید.قبلاً از محبتتون سپاسگزارم. ممنون.
    اسم این خاطره هست ۱۰۰۰تومانی با برکت.
    زمستان سال ۷۲ بنده به همراه چند نفر از بچه های محلّه طبق معمول هر پنجشنبه از مینی بوس های ندوشن جا مونده بودیم و توفیق اینکه با ۳۰،۴۰ نفر از همشهریا با هم داخل یه مینی بوس ۱۲۰ کیلومتر طی ۲ساعت زمانو ،از دست داده بودیم .در اینجور مواقع با سرویس های نصر آباد تا نصر آباد می اومدیم و از اونجا تا ندوشن خدا وسیله رسون بود.اون روز سرد هم حدود ۷ نفر از بچه ها با هم بودیم و آخر نصرآباد پیاده شدیم . هوا سرد بود و همه گرسنه و خسته بودیم و بی قرار رسیدن به ندوشن چون بعداز ظهرهای پنجشنبه اون موقع ها صفای دیگه ای داشت.درد سرتون ندم قرار شد قدم زنون بریم کمی بالاتر و آتش روشن کنیم و گرم بشیم که یکی از دوستان با خوشحالی گفت بچه ها پول پیدا کردم . هر کس حرفی زد از حلال و حرام بودن پول ولی نهایتاً جمع نظر دادن که حلال است و خدا برای سیر کردن ما پولو سر راه ما قرار داده .دوستان رفتند و یه عالمه کیک و نوشابه خریدند و همه شکمی از عذا در آوردیم و در حقّ کسی که پول کم کرده بود دعا کردیم .ولی از آن به بعد همچنان از خدا می خواهیم که مارو ببخشد و زمینه بخشش همه مون تا حالا فراهم شده باشد. انشاالله.از شما دوستان مهربان هم طلب دعای خیر داریم.تا خاطره ای دیکر بدرود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاربر گرامي؛ قبل از فرستادن ديدگاه، قوانين اين بخش را مطالعه نماييد.

خبرنگار ما باشید