اخبار

چه‌کسانی سال آینده یارانه می‌گیرند؟

(بدون دیدگاه)


ندوشن سردترین نقطه استان در شبانه روز گذشته

(بدون دیدگاه)


۲ کتاب عکس «خشت و آفتاب» و «از خاک تا خیال» رونمایی شد

(بدون دیدگاه)


محفل انس با قرآن کریم با حضور گروه بین المللی تواشیح “ایمان”

(بدون دیدگاه)


سنگ آب های ندوشن در زمستان

(بدون دیدگاه)


حذف ۵ روز تعطیل از تقویم تعطیلات رسمی کشور

(بدون دیدگاه)


فراخوان سومین کنگره شعر توحیدی شهرستان میبد

(بدون دیدگاه)


عملیات پاکسازی و جمع آوری نخاله های ساختمانی در ندوشن آغاز شد

(بدون دیدگاه)


امام‌جمعه میبد۵۰ میلیون تومان به احداث درمانگاه ندوشن اختصاص داد

(بدون دیدگاه)


موانع اصلی توسعه فناوری را پشت سر گذاشته‌ایم/نیاز به تصویب برنامه‌های فضایی جدید به خوبی حس می شود

(بدون دیدگاه)


فشار، قند و چربی خون‌تان را با مصرف این ماده غذایی کاهش دهید

(بدون دیدگاه)


برانکو و یاران در سرزمین باران/ جدال خارجی های بحران زده در ورزشگاه آزادی

(بدون دیدگاه)


راه آسفالته اردوگاه دانش آموزی بنستان به بهره برداری رسید

(بدون دیدگاه)


سود سهام عدالت چگونه پرداخت می‌شود؟

(بدون دیدگاه)


در صورت برکناری ترامپ و معاون وی، چه کسی رئیس‌جمهور آمریکا خواهد شد؟

(بدون دیدگاه)


كدخبر: 5854 تاريخ : ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۳ نسخه چاپي ارسال به دوستان

خاطرات و گذشته ها

در این قسمت همشهریان می توانند خاطرات گذشته و خلاصه آنچه که مربوط به ندوشن باشد را درج نمایند.در ضمن عکس های قدیمی نیز شما می توانید در این قسمت قرار بدهید که لازم است شما برای درج عکس ها عکس را به نشانیinfo@nedayenodoushan.irارسال نمایید یا عکس را آپلود نمایید و کد را قرار دهید تا درج گردد.

2 پاسخ به “خاطرات و گذشته ها”

  1. عباس گفت:

    با سلام به همه ی دوستان ،
    عزیزان بزرگوار لطفاً بعد از خوندن نظر بدید.قبلاً از محبتتون سپاسگزارم. ممنون.
    اسم این خاطره هست ۱۰۰۰تومانی با برکت.
    زمستان سال ۷۲ بنده به همراه چند نفر از بچه های محلّه طبق معمول هر پنجشنبه از مینی بوس های ندوشن جا مونده بودیم و توفیق اینکه با ۳۰،۴۰ نفر از همشهریا با هم داخل یه مینی بوس ۱۲۰ کیلومتر طی ۲ساعت زمانو ،از دست داده بودیم .در اینجور مواقع با سرویس های نصر آباد تا نصر آباد می اومدیم و از اونجا تا ندوشن خدا وسیله رسون بود.اون روز سرد هم حدود ۷ نفر از بچه ها با هم بودیم و آخر نصرآباد پیاده شدیم . هوا سرد بود و همه گرسنه و خسته بودیم و بی قرار رسیدن به ندوشن چون بعداز ظهرهای پنجشنبه اون موقع ها صفای دیگه ای داشت.درد سرتون ندم قرار شد قدم زنون بریم کمی بالاتر و آتش روشن کنیم و گرم بشیم که یکی از دوستان با خوشحالی گفت بچه ها پول پیدا کردم . هر کس حرفی زد از حلال و حرام بودن پول ولی نهایتاً جمع نظر دادن که حلال است و خدا برای سیر کردن ما پولو سر راه ما قرار داده .دوستان رفتند و یه عالمه کیک و نوشابه خریدند و همه شکمی از عذا در آوردیم و در حقّ کسی که پول کم کرده بود دعا کردیم .ولی از آن به بعد همچنان از خدا می خواهیم که مارو ببخشد و زمینه بخشش همه مون تا حالا فراهم شده باشد. انشاالله.از شما دوستان مهربان هم طلب دعای خیر داریم.تا خاطره ای دیکر بدرود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاربر گرامي؛ قبل از فرستادن ديدگاه، قوانين اين بخش را مطالعه نماييد.

خبرنگار ما باشید