اخبار

مراسم سومین سالگرد «شهدای گمنام» ندوشن برگزار شد+تصاویر

(۱ دیدگاه)


ادای احترام منتخبان شورای شهر ندوشن به مقام شهدا

(بدون دیدگاه)


مراسم تحلیف شورای اسلامی شهرندوشن برگزار شد

(بدون دیدگاه)


کلنگ زنی پروژه احداث ساختمان یک باب پایگاه اورژانس ۱۱۵ جاده ای

(بدون دیدگاه)


نتیجه اخذ رأی انتخابات شهر ندوشن

(بدون دیدگاه)


زن ۶۰ ساله در ارتفاعات ندوشن نجات یافت

(۱ دیدگاه)


غرس درخت در بوستان شهدا ندوشن

(بدون دیدگاه)


رژه موتوری وخودرویی ۲۲ بهمن ۹۹ در شهر ندوشن/ تصاویر

(بدون دیدگاه)


مراسم عطر افشانی گلزار شهدای بخش ندوشن برگزارشد.

(بدون دیدگاه)


بسیجیان ندوشن پای کار طرح کشوریِ حاج قاسم سلیمانی

(بدون دیدگاه)


بذرپاشی در مناطق کوهستانی به کمک پهپادِ بذرپاش

(بدون دیدگاه)


بازدیدفرماندهی سپاه الغدیر استان یزد از حوزه بسیج ندوشن

(بدون دیدگاه)


بهره‌برداری از جاده کنارگذرنیوک بااعتبار هفت میلیاردی تا پایان سال

(بدون دیدگاه)


توزیع ۱۵۰ بسته معیشتی در قالب کمک‌های مومنانه به نیازمندان

(بدون دیدگاه)


عاشقانه‌های شهید حسن طهرانی‌مقدم و همسرش

(بدون دیدگاه)


گفتگو ندای ندوشن با عزت الله جامعی ندوشن

(بدون دیدگاه)


كدخبر: 5854 تاريخ : 30 آوریل 2014 - 10:13 نسخه چاپي ارسال به دوستان

خاطرات و گذشته ها

در این قسمت همشهریان می توانند خاطرات گذشته و خلاصه آنچه که مربوط به ندوشن باشد را درج نمایند.در ضمن عکس های قدیمی نیز شما می توانید در این قسمت قرار بدهید که لازم است شما برای درج عکس ها عکس را به نشانیinfo@nedayenodoushan.irارسال نمایید یا عکس را آپلود نمایید و کد را قرار دهید تا درج گردد.

2 پاسخ به “خاطرات و گذشته ها”

  1. عباس گفت:

    با سلام به همه ی دوستان ،
    عزیزان بزرگوار لطفاً بعد از خوندن نظر بدید.قبلاً از محبتتون سپاسگزارم. ممنون.
    اسم این خاطره هست ۱۰۰۰تومانی با برکت.
    زمستان سال ۷۲ بنده به همراه چند نفر از بچه های محلّه طبق معمول هر پنجشنبه از مینی بوس های ندوشن جا مونده بودیم و توفیق اینکه با ۳۰،۴۰ نفر از همشهریا با هم داخل یه مینی بوس ۱۲۰ کیلومتر طی ۲ساعت زمانو ،از دست داده بودیم .در اینجور مواقع با سرویس های نصر آباد تا نصر آباد می اومدیم و از اونجا تا ندوشن خدا وسیله رسون بود.اون روز سرد هم حدود ۷ نفر از بچه ها با هم بودیم و آخر نصرآباد پیاده شدیم . هوا سرد بود و همه گرسنه و خسته بودیم و بی قرار رسیدن به ندوشن چون بعداز ظهرهای پنجشنبه اون موقع ها صفای دیگه ای داشت.درد سرتون ندم قرار شد قدم زنون بریم کمی بالاتر و آتش روشن کنیم و گرم بشیم که یکی از دوستان با خوشحالی گفت بچه ها پول پیدا کردم . هر کس حرفی زد از حلال و حرام بودن پول ولی نهایتاً جمع نظر دادن که حلال است و خدا برای سیر کردن ما پولو سر راه ما قرار داده .دوستان رفتند و یه عالمه کیک و نوشابه خریدند و همه شکمی از عذا در آوردیم و در حقّ کسی که پول کم کرده بود دعا کردیم .ولی از آن به بعد همچنان از خدا می خواهیم که مارو ببخشد و زمینه بخشش همه مون تا حالا فراهم شده باشد. انشاالله.از شما دوستان مهربان هم طلب دعای خیر داریم.تا خاطره ای دیکر بدرود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاربر گرامي؛ قبل از فرستادن ديدگاه، قوانين اين بخش را مطالعه نماييد.

خبرنگار ما باشید