اخبار

صبح اولین روز بهمن ماه+تصویر

(بدون دیدگاه)


بارش برف در اولین روز از بهمن ماه در دهستان سورک

(بدون دیدگاه)


آغاز عملیات ساخت راه اصلی ندوشن-ورزنه/ اصلاح طرح تفصیلی پنج شهر استان با شرح خدماتی جدید

(بدون دیدگاه)


دومین بردتیم فوتبال ندوشن در لیگ دسته یک استان یزد

(بدون دیدگاه)


نیاز سه میلیارد تومانی برای مرمت طرح‌های آبی و خاکی استان یزد

(بدون دیدگاه)


بررسی وضعیت مسیر ندوشن – ورزنه

(بدون دیدگاه)


تیتر «شاه رفت» را چه کسی انتخاب کرد؟

(بدون دیدگاه)


دود معادن همچنان در چشم روستاییان یزد

(بدون دیدگاه)


رقص شکوفه ها بر سرشاخه های درختان هفتهر در زمستان

(بدون دیدگاه)


مراسم بزرگداشت یاردیرین امام و رهبری درندوشن برگزار شد

(بدون دیدگاه)


آیت الله هاشمی رفسنجانی خدمات ارزنده ای به اسلام و انقلاب کرد

(بدون دیدگاه)


پرخاشگری و افت تحصیلی، پیامد وابستگی دانش آموزان به فضای مجازی

(بدون دیدگاه)


اولین بردتیم فوتبال شهرداری ندوشن در لیگ دسته یک استان یزد

(بدون دیدگاه)


برگزاری مراسم ارتحال آیت الله هاشمی رفسنجانی در ندوشن

(بدون دیدگاه)


بازدیدمعاون حمایت کمیته امداد استان یزد از بخش ندوشن

(بدون دیدگاه)


كدخبر: 5854 تاريخ : ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۳ نسخه چاپي ارسال به دوستان

خاطرات و گذشته ها

در این قسمت همشهریان می توانند خاطرات گذشته و خلاصه آنچه که مربوط به ندوشن باشد را درج نمایند.در ضمن عکس های قدیمی نیز شما می توانید در این قسمت قرار بدهید که لازم است شما برای درج عکس ها عکس را به نشانیinfo@nedayenodoushan.irارسال نمایید یا عکس را آپلود نمایید و کد را قرار دهید تا درج گردد.

2 پاسخ به “خاطرات و گذشته ها”

  1. عباس می‌گه:

    با سلام به همه ی دوستان ،
    عزیزان بزرگوار لطفاً بعد از خوندن نظر بدید.قبلاً از محبتتون سپاسگزارم. ممنون.
    اسم این خاطره هست ۱۰۰۰تومانی با برکت.
    زمستان سال ۷۲ بنده به همراه چند نفر از بچه های محلّه طبق معمول هر پنجشنبه از مینی بوس های ندوشن جا مونده بودیم و توفیق اینکه با ۳۰،۴۰ نفر از همشهریا با هم داخل یه مینی بوس ۱۲۰ کیلومتر طی ۲ساعت زمانو ،از دست داده بودیم .در اینجور مواقع با سرویس های نصر آباد تا نصر آباد می اومدیم و از اونجا تا ندوشن خدا وسیله رسون بود.اون روز سرد هم حدود ۷ نفر از بچه ها با هم بودیم و آخر نصرآباد پیاده شدیم . هوا سرد بود و همه گرسنه و خسته بودیم و بی قرار رسیدن به ندوشن چون بعداز ظهرهای پنجشنبه اون موقع ها صفای دیگه ای داشت.درد سرتون ندم قرار شد قدم زنون بریم کمی بالاتر و آتش روشن کنیم و گرم بشیم که یکی از دوستان با خوشحالی گفت بچه ها پول پیدا کردم . هر کس حرفی زد از حلال و حرام بودن پول ولی نهایتاً جمع نظر دادن که حلال است و خدا برای سیر کردن ما پولو سر راه ما قرار داده .دوستان رفتند و یه عالمه کیک و نوشابه خریدند و همه شکمی از عذا در آوردیم و در حقّ کسی که پول کم کرده بود دعا کردیم .ولی از آن به بعد همچنان از خدا می خواهیم که مارو ببخشد و زمینه بخشش همه مون تا حالا فراهم شده باشد. انشاالله.از شما دوستان مهربان هم طلب دعای خیر داریم.تا خاطره ای دیکر بدرود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاربر گرامي؛ قبل از فرستادن ديدگاه، قوانين اين بخش را مطالعه نماييد.

خبرنگار ما باشید