اخبار

یادواره شهدای فصل زمستان ندوشن با رنگ و بوی فاطمی برگزار شد

(بدون دیدگاه)


سخنان اندوهبار امیرالمومنین(ع) هنگام دفن فاطمه زهرا(س)

(بدون دیدگاه)


مسابقات قرآن و عترت در ندوشن برگزار شد

(بدون دیدگاه)


یادواره شهدای فصل زمستان ندوشن برگزار می‌شود

(بدون دیدگاه)


جزئیات مراسم استقبال و تشییع پیکر مطهر شهید گمنام در میبد

(بدون دیدگاه)


رسم دیرینه پخت آش جو اول اسفند در ندوشن

(بدون دیدگاه)


دعا برای آرامش / ۵ دعای برتر برای آرامش اعصاب روان و رفع دلشوره

(بدون دیدگاه)


اطلاعیه شهرداری ندوشن جهت انجام امور پیمانکاری

(بدون دیدگاه)


جشنواره پخت کیک و غذا توسط دانش آموزان دبیرستان رازی

(بدون دیدگاه)


افتتاح پروژه گازرسانے روستاهای هفتهر و سورڪ با حضور مسئولین

(بدون دیدگاه)


صلابت مردم ندوشن در یوم الله” ۲۲ بهمن ۹۶ “درخشید +تصاویر

(بدون دیدگاه)


نورافشانی در تپه نورالشهدا همراه با گلبانگ الله اکبر

(بدون دیدگاه)


دعوت به حضور گسترده و پرشور مردم در راهپیمایی ٢٢ بهمن

(بدون دیدگاه)


برگزاری مسابقه اذان دانش آموزان در ندوشن

(بدون دیدگاه)


دیدار با خانواده شهدا به مناسبت دهه فجر

(بدون دیدگاه)


كدخبر: 5854 تاريخ : ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۳ نسخه چاپي ارسال به دوستان

خاطرات و گذشته ها

در این قسمت همشهریان می توانند خاطرات گذشته و خلاصه آنچه که مربوط به ندوشن باشد را درج نمایند.در ضمن عکس های قدیمی نیز شما می توانید در این قسمت قرار بدهید که لازم است شما برای درج عکس ها عکس را به نشانیinfo@nedayenodoushan.irارسال نمایید یا عکس را آپلود نمایید و کد را قرار دهید تا درج گردد.

2 پاسخ به “خاطرات و گذشته ها”

  1. عباس گفت:

    با سلام به همه ی دوستان ،
    عزیزان بزرگوار لطفاً بعد از خوندن نظر بدید.قبلاً از محبتتون سپاسگزارم. ممنون.
    اسم این خاطره هست ۱۰۰۰تومانی با برکت.
    زمستان سال ۷۲ بنده به همراه چند نفر از بچه های محلّه طبق معمول هر پنجشنبه از مینی بوس های ندوشن جا مونده بودیم و توفیق اینکه با ۳۰،۴۰ نفر از همشهریا با هم داخل یه مینی بوس ۱۲۰ کیلومتر طی ۲ساعت زمانو ،از دست داده بودیم .در اینجور مواقع با سرویس های نصر آباد تا نصر آباد می اومدیم و از اونجا تا ندوشن خدا وسیله رسون بود.اون روز سرد هم حدود ۷ نفر از بچه ها با هم بودیم و آخر نصرآباد پیاده شدیم . هوا سرد بود و همه گرسنه و خسته بودیم و بی قرار رسیدن به ندوشن چون بعداز ظهرهای پنجشنبه اون موقع ها صفای دیگه ای داشت.درد سرتون ندم قرار شد قدم زنون بریم کمی بالاتر و آتش روشن کنیم و گرم بشیم که یکی از دوستان با خوشحالی گفت بچه ها پول پیدا کردم . هر کس حرفی زد از حلال و حرام بودن پول ولی نهایتاً جمع نظر دادن که حلال است و خدا برای سیر کردن ما پولو سر راه ما قرار داده .دوستان رفتند و یه عالمه کیک و نوشابه خریدند و همه شکمی از عذا در آوردیم و در حقّ کسی که پول کم کرده بود دعا کردیم .ولی از آن به بعد همچنان از خدا می خواهیم که مارو ببخشد و زمینه بخشش همه مون تا حالا فراهم شده باشد. انشاالله.از شما دوستان مهربان هم طلب دعای خیر داریم.تا خاطره ای دیکر بدرود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاربر گرامي؛ قبل از فرستادن ديدگاه، قوانين اين بخش را مطالعه نماييد.

خبرنگار ما باشید