اخبار

به تاراج رفتن میراث ندوشن بخاطر نبود مراقب/ آثار باستانی ندوشن فدای تدبیر ترک خورده مسئولان میراث فرهنگی استان

(بدون دیدگاه)


آزمون تورنی ریاضی مرحله اول بخش ندوشن برگزار شد

(بدون دیدگاه)


محفل انس با قرآن کریم با حضور قاریان برتر بین المللی

(بدون دیدگاه)


میلیارد ریال بودجه ساخت راه ندوشن – ورزنه ابلاغ شد

(بدون دیدگاه)


جمعی از مسئولین بخش ندوشن با خانواده شهیدان صدر آباد دیدار کردند

(بدون دیدگاه)


دیدار جمعی از مسئولین وبسیجیان ندوشن با امام جمعه بخش ندوشن

(بدون دیدگاه)


مزار مطهر شهدای شهر ندوشن غبار روبی وعطر افشان شد

(بدون دیدگاه)


اجرای برنامه های متنوع به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی در ندوشن

(بدون دیدگاه)


بازدید مدیر آموزش و پرورش میبد از پروژه تخریب و بازسازی دبیرستان شهید نظری ندوشن

(بدون دیدگاه)


تکمیل احداث درمانگاه ندوشن با ۴۰ میلیارد ریال اعتبار

(بدون دیدگاه)


دفع نامناسب زباله، علت نزدیک شدن گرگ به مناطق مسکونی است

(۱ دیدگاه)


تصاویری از برداشت زعفران در صدر آباد ندوشن

(بدون دیدگاه)


بازدید فرماندار میبد از روند برداشت زعفران در صدرآباد / تصاویر

(۱ دیدگاه)


اطلاع‌نگاشت | به جوانان عزیز چند سفارش دارم

(بدون دیدگاه)


آغاز برداشت طلای سرخ از اراضی بخش ندوشن

(بدون دیدگاه)


شماره خبر: 19832 بدون دیدگاه انتشار: ۶ آبان ۱۳۹۵ - ۰۸:۱۹ نسخه چاپي ارسال به دوستان

امام سجاد(ع) سرچشمه کمالات انسانى و زینت پرستش کنندگان الهى

درس‏هایی سودمند از شیوه زندگى امام چهارم مسلمین

امام سجاد(ع) سرچشمه کمالات انسانى و زینت پرستش کنندگان الهى

امام سجاد(ع) زینت عابدان، بزرگ مرد عبادت و عرفان، مجاهدی بزرگ فىسبیل الله نیزبود ، او که کانون علم و اندیشه ومعرفت بود ، تواضع ویژه‏اى داشت، و در عین آن که شکوه و جلال و ابهت خاصى داشت .

به گزارش ندای ندوشن؛امام چهارم با عنوان زین‏ العابدین و سجاد خوانده مى‏شود ، چرا که قبل از هر چیز بنده مخلص و صالح خدا بود ، و سجده‏هاى طولانى او، هر بیننده را به سوى خدا و پرستش آفریدگار جذب مى‏کرد.

خداوند در حدیث لوح که نامه‏اى از سوى خدا به پیامبر اکرم(ص) است او را چنین معرفى می کند: « سید العابدین و زین اولیائى الماضین : او آقاى عبادت‏کنندگان و زینت اولیاى پیشین من است.» یوسف بن اسباط مى‏گوید:پدرم گفت :

نیمه‏هاى شب به مسجد رفتم ، جوانى را که به سجده افتاده بود دیدم که چنین باخدا راز و نیاز مى‏کند: «سَجَدَ وَجهی متعفرا فی التُّرابِ لِخالقی و حَق له; صورتم خاک‏آلود، براى آفریدگارم سجده کرد، که خداوند سزاوار سجده است.» به محضرش رفتم،دریافتم امام سجاد(ع) است، صبر کردم تا هوا روشن شد، به نزد ایشان رفتم و عرض‏کردم: «اى فرزند پیامبر! چرا آن همه به خود زحمت مى‏دهى ، با این که خداوند تورا برترى بخشیده و تو در پیشگاه خدا مقام بسیار ارجمندى دارى؟» او با شنیدن‏این سخن منقلب شد، گریه کرد وگفت: پیامبر (ص)فرمود:

«هنگامى که روز قیامت‏ برپا گردد هر چشمى جز چهار چشم گریان است:

۱- چشمى که از خوف خدا بگرید ؛

۲- چشمى که در راه (جهاد) براى خدا نابینا شده باشد ؛

۳- چشمى که از حرام‏هاى خدا پوشیده شده باشد ؛

۴- چشمى که شب تا صبح در حال سجده بیدار باشد… .»

عبادت امام سجاد(ع) پرستش کاملا آگاهانه و بسیار عمیق بود ، او با لذت و شیفتگى مخصوص ، آمیخته با عرفان کامل، خدا را عبادت مى‏کرد. ارتباط و پیوند او با خدا به گونه‏اى بود که روایت‏شده:

شبى براى عبادت برخاست ، هنگام وضو، چشمش به ستارگان آسمان افتاد، و هم چنانکه‏به ستارگان مى‏نگریست ،  در اندیشه آفریدگار و آفرینش آنها فرو رفت، حیران وبهت زده در حالى که دستش در آب بود، به آسمان چشم دوخت [هم چنان در این حال بود] بود تا صداى اذان صبح را شنید.

فاطمه(س) یکى از دختران امیرمؤمنان على(ع) از جابربن عبدالله انصارى تقاضاکرد که نزد امام سجاد(ع) برود و از آن حضرت بخواهد که جانش رااز آسیب عبادت بسیار حفظ کند، جابر نزد امام سجاد(ع) رفت وآن حضرت را از تحمل آن همه رنج طاقت فرسا در عبادت برحذر داشت.

امام سجاد(ع) به او فرمود: «اى همنشین رسول خدا(ص)! جدم رسول خدا(ص) آن قدرعبادت کرد که پاهایش ورم کرد، شخصى به او عرض کرد: چرا آنقدر به خود رنج‏مى‏دهى؟ فرمود: «افلا اکون عبدا شکورا ؛ آیا بنده سپاسگزار خدا نباشم.» جابر به امام سجاد(ع) عرض کرد:

«جان عزیزت در خطر است، کم‏تر خود را در فشار قرار بده.» امام سجاد(ع) فرمود:

« اى جابر همواره راه ‏پدرانم (پیامبر و على) را مى‏پیمایم، و آنها را الگو قرار مى‏دهم تا به آنهابپیوندم.»

صحیفه سجادیه، یکى از نمادهاى عرفانى و زاییده اندیشه‏هاى معرفت‏شناسانه امام سجاد(ع) است که به عنوان زبور آل محمد(ص) شناخته شدهاست، و با مطالعه‏آن، مى‏توان به عظمت ‏بى‏کران پرستش آگاهانه آن بزرگوارآگاه گردید.

توجه عمیق به بینوایان

امام سجاد(ع) به تأمین معاش زندگى افراد بى‏بضاعت ومستمند ، توجه عمیق و اقدام همه جانبه داشت ، علاوه بر اینکه با نظم خاصى از صد خانواده فقیر مدینه سرپرستى مى‏کرد، به بینوایان دیگر نیز توجه ‏داشت ، او نان و آذوقه را خود بر دوش مى‏گرفت و به صورت‏ناشناس و محرمانه براى آنها مى‏برد ، نیازمندان هرگاه او را مى‏دیدند بهیکدیگرمى‏گفتند:صاحب الجراب (صاحب انبان) آمد. آن بزرگوار وقتى که فقیر را مى‏دید نه ‏تنها تحقیرآمیز به او نگاه نمى‏کرد، بلکه با شادمانى مى‏گفت:

«مرحبا بمن یحمل زادى الى الآخره ؛ آفرین به کسى که توشه مرا به سوى آخرت حمل‏مى‏کند.»

یکى از شخصیت‏هاى عصر آن حضرت به نام زهرى مى‏گوید: یک شب سرد وتاریک زمستانى امام سجاد(ع) را دیدم ؛ بار آرد و هیزم بر پشت گرفته بود و عبورمى‏کرد، پرسیدم: این بار چیست؟

فرمود: قصد سفر دارم ، این توشه سفر است که آماده کرده‏ام تا به محله حریز ببرم.

غلام خود را به آن حضرت معرفى نمودم و عرض کردم: «شما زحمت نکشید، این غلام من‏استو آن بار شما را حمل مى‏کند.» فرمود: نه. عرض کردم: پس اجازه بدهید خودم‏ آن را حمل کنم، فرمود: «من زحمتى را که موجب نجات من در سفر خواهد شد، وپیمودن راه سفر مرا نیکو کند ، از خود دور نمى‏کنم.» پس از چند روز او را درمدینه دیدم ، پرسیدم:شما فرمودید به مسافرت مى‏روم ، پس چرا مسافرت نکردى ؟ فرمود:

اى زهرى، منظورم از مسافرت، آن سفرى که تو گمان کردى نبود، بلکه منظورم سفرمرگ بود که خود را براى آن آماده مى‏ساختم، آن‏گاه فرمود:

«انما الاستعداد للموت تجنب الحرام و بذل الندى فى الخیر ؛ آمادگى براى‏سفر مرگ، اجتناب از کارهاى حرام، و بخشش عطایاى نیک به مردم است.» آن حضرت از بیماران عیادت مى‏کرد ، و اگر با خبر مى‏شد که آنها مقروض هستند، قرض آنها را ادا مى‏نمود، چنان‏که روایت‏شده: آن حضرتشنید که «محمدبن اسامه‏» بیمار وبسترى شده است، به عیادتش رفت، وقتى فهمید او مقروض است و دوست دارد قبل از مرگش،قرض‏هایش پرداخته شود، همه قرض‏هاى او را برعهده گرفت و پرداخت.

خوف از حساب روز قیامت

امام سجاد(ع) در طول زندگى براى انجام مناسک حج و عمره ‏بسیار به مکه مى‏رفت، با این که فاصله بین مدینه و مکه حدود هشتاد فرسخ است، آن‏حضرت براى انجام عبادت بزرگ حج، گاهى این راه را پیاده مى‏پیمود، و از این که‏براى انجام عبادت خدا، رنج مى‏کشید، لذت مى‏برد.

آن بزرگوار بیست‏بار (و به نقلى ۲۲ بار) سوار بر شترش شد و به مکه ‏رفت، وپس از انجام مراسم عمره یا حج، به مکه باز ‏گشت، او در این مدت حتى یک بارتازیانه بر شترش نزد، هرگاه مى‏خواست‏شترش تندتر حرکت کند، تازیانه‏اش را بربالاى سر شتر به حرکت در مى‏آورد، و مى‏فرمود: «لولا خوف القصاص لفعلت ؛ اگر ترس‏قصاص قیامت نبود، با زدن تازیانهشتر را وادار می کردم سریع تر حرکت کند.» با توجه به فاصله بین مکه و مدینه که حدود هشتاد فرسخ بود، نتیجه‏مى‏گیریم که بیست‏بار رفتن و بازگشتن آن حضرت معادل ۳۲۰۰ فرسخ خواهد شد، آن‏بزرگوار در تمام طول این مدت با این که تازیانه در دستش بود، از خوف قصاص‏قیامت، حتى یک بار تازیانه‏اش را بر شترش نزد .

پاسخ شدید به طاغوت عراق

امام سجاد(ع) در تمام مصائب کربلا و اسارت شرکت داشت، و سخت‏ترین و جانکاه‏ ترین حوادث را تحمل کرد . او و همراهانش‏را به صورت اسیر، در کوفه به مجلس عبیدالله بن زیاد حاکم عراق که طاغوتى سنگ دل‏و بى‏رحم بود وارد نمودند. عبیدالله پس از گستاخى‏هاى ِ بسیار بى‏شرمانه متوجه امام‏ سجاد(ع) شد، و گفت: «این شخص کیست؟» یکى از حاضران گفت: على بن حسین(ع) است.

عبیدالله گفت: مگر خداوند على پسر حسین(ع) را نکشت؟ امام سجاد(ع) فرمود:

من برادرى به نام على‏بن حسین(ع) [على‏اکبر] داشتم ، مردم او را کشتند.

عبیدالله با خشونت گفت: «بلکه خدا او را کشت.» امام سجاد(ع) فرمود: «الله‏ یتوفى الانفس حین موتها ؛ خداوند جانها را هنگام مرگشان، قبض مى‏کند.» عبیدالله ‏گفت: آیا تو جرأت پیدا کرده‏اى پاسخ مرابدهى؟ سپس به ماموران جلادش گفت:

برخیزید و گردنش را بزنید.

حضرت زینب(س) به دفاع برخاست، و پس از گفتارى، خطاب به عبیدالله فرمود:

«اگر بنا است على بن الحسین(ع) را بکشى، مرا نیز با او بکش.» در این هنگام‏امام سجاد(ع) به عمه‏اش زینب(س) فرمود: آرام باش، تا من با عبیدالله سخن گویم،سپس به عبیدالله رو کرد و با صلابت و قاطعیت فرمود: « أبالقتل تهددنى یابن زیاد أما علمت ان القتل لنا عاده، و کرامتنا الشهاده ؛ اى پسر زیاد! آیا مرا به کشتن‏تهدید مى‏کنى و مى‏ترسانى، آیا نمى‏دانى که کشته شدن عادت ما است، و شهادت مایه ‏کرامت و سرافرازى ما مى‏باشد؟!»

دخالت در سیاست

ماجراى نهضت کربلا، یک حادثه‏بزرگ سیاسى بود، امام سجاد(ع) در پیدایش آن و ابلاغ پیام شهیدان و پى‏گیرى نتایج‏نهضت نقش اصلى را داشت ، آن حضرت پس از ماجراى خونین عاشورا، چه هنگام اسارت، وچه هنگام بازگشت‏به مدینه، در هر فرصتى مردم را به ضدیت با طاغوت عصر، یزیدبن‏معاویه دعوت می کرد، خطبه غرا و کوبنده او در شام، یزید و حکومتش را رسوا نمود، وماهیت پلید حکومت‏خودکامه او را افشا کرد ، با این که در جو خفقان آن عصر ، حتى‏ذکر نام حسین(ع) ممنوع بود، به دستورآن حضرت در نگین انگشترش چنین نوشته‏بودند:”خزى و شقى قاتل الحسین بن على علیه‏ السلام; خوار و بدبخت ‏شد قاتل حسین‏پسر على علیه السلام “. آن حضرت چهل سال، مصائب پدرش امام حسین(ع) را یاد مى‏کرد ومى‏گریست، هنگام غذا خوردن، دست از غذا مى‏کشید، مى‏گفتند بفرمایید غذا میل کنید،در پاسخ مى‏فرمود: «قتل ابن رسول الله جائعا، قتل ابن رسول الله عطشانا ؛حسین(ع) فرزند رسول خدا(ص) گرسنه و تشنه کشته شد.» آن حضرت‏اکثر بهره ‏بردارى را از نهضت امام حسین(ع) به عناوین گوناگون بر ضد طاغوت‏هاى ‏وقت نمود. پس از بنى‏امیه، هنگامى که خلفاى بنى‏مروان روى کار آمدند، موضع‏گیرى‏امام سجاد(ع) در برابر آنها نیز نوع دیگرى از رودررویى شدید در برابرطاغوتیان بود. آن حضرت قیام مختار بر ضد بنى‏امیه را تایید کرد و با صراحت‏ فرمود: « لاتسبوا المختار فانه قتل قتلتنا و طلب ثارنا ؛ از مختار بدگویى نکنید،چرا که او قاتلان ما را کشت، و به خون‏خواهى از ما قیام کرد.

راز شهادت امام سجاد (ع)

موضع‏گیرى‏هاى قاطع و پر صلابت امام‏سجاد(ع) در برابر هشام‏بن عبدالملک (دهمین خلیفه‏اموى) و عظمت روز افزون امام(ع) در میان مردم، به ویژه در میان مردم حجاز موجب شد که هشام به قتل امام سجاد(ع) کمر بندد  و سرانجامبرادر او ولید بن عبدالملک، به دستور او، آن حضرت را مسموم کرد و به‏شهادت رساند . آن بزرگوار به جرم دفاع از حیثیت اسلام و مبارزه با طاغوت‏هاى‏اموى و مروانى، شهد شهادت نوشید، چند روز در بستر شهادت آرمیده بود، معالجات سودى نبخشید، او در لحظه آخر عمر همان وصیت پدرش را بازگو کرد و فرمود: هنگامى‏ که پدرم امام حسین(ع) وفات کرد، ساعتى قبل مرا به سینه‏اش چسبانید و فرمود:

«فرزندم! بپرهیز از ستم‏کردن بر کسى که یاورى براى انتقامازتو، جز خدا ندارد.» نیز به پسرش امام‏باقر(ع) فرمود: پسرم! تو را به همان سخن وصیت مى‏کنم که پدرم هنگام شهادت مرابه آن وصیت کرد:

«یا بنى اصبر على الحق و ان کان مرّا ؛ پسرم! در راه حق‏صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج‏آور باشد.»

به این ترتیب،آن امام همام بعد ازنهضت عظیم امام حسین(ع) پس از حدود ۳۵سال مبارزه به صورت‏هاى گوناگون، در ۷۵سالگى به لقاءالله پیوست، و با خون سرخ خود حقانیت نهضت‏خونین پدرش را امضاء کرد.

او در فرازى از صحیفه سجادیه که از گنجینه‏هاى بزرگمعرفت و عرفان است و ازاو به یادگار مانده، به درگاه خدا چنین عرض مى‏کند:

«اللهم انى اعتذر الیک من مظلوم ظلم بحضرتى فلم انصره; خدایا! من از پیشگاه‏ تو عذرخواهى مى‏کنم در مورد مظلومى که در برابر من به او ستم شده، و من به یارى‏او نشتافته‏ام.» «خدایا! به من دست و نیرویى ده تا بتوانم بر کسانى که به من‏ستم مى‏کنند پیروز شوم، و زبانى عنایت فرما تا در مقام احتجاج و استدلال برمخالف چیره شوم، و اندیشه‏اى ده تا نیرنگ فکرى دشمن را درهم شکنم، و دست ‏ستمگران را از تعدى و تجاوز، کوتاه سازم.»

انتهای پیام/تبیان

اخبار مرتبط :

همایش پیاده روی خانوادگی در ندوشن برگزار شد+تصاویر

همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید زنگ اول مهر در دبیرستان دخترانه رازی ندوشن نواخته شد

مراسم تجلیل از قبول شدگان کنکور سراسری برگزار شد

آیین سنتی پرسه در ندوشن+تصویر

همایش شیرخواران حسینی در ندوشن برگزار می شود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاربر گرامي؛ قبل از فرستادن ديدگاه، قوانين اين بخش را مطالعه نماييد.

خبرنگار ما باشید