شماره خبر: 18365 ۱ دیدگاه انتشار: 7 تیر 1395 - 15:40 نسخه چاپي ارسال به دوستان

لطفا روی بام بایستید

یادداشت/

لطفا روی بام بایستید

شناسایی این مرزهاست که فقط از عهده صاحبان نظران هر رشته‌ای برمی‌آید و دخالت کردن در کار آن‌ها فقط می‌تواند مشکلات را بیشتر کند و به افراد فرصت طلب اجازه هر رفتاری را بدهد و سبب شود بالاخره ازیک‌طرف از بام بیفتیم!

پایگاه اطلاع رسانی ندای ندوشن؛ما اصولاً عادت نداریم متعادل باشیم و قرص و محکم روی بام بایستیم! حتی اگر خانه‌ای داشته باشیم با زیربنای ده هزار متر بازهم ازیک‌طرف سقوط می‌کنیم! باور نمی‌کنید. خوب این چند سطر را بخوانید به همان نتیجه‌ای می‌رسید که من رسیدم!

تا همین چند سال پیش اصلاً کسی به بیماری‌های روحی و روانی توجهی نداشت. یک‌دفعه می‌دیدی خانم بعد از زایمانش فقط و فقط گریه می‌کند و تا شش‌ماهگی بچه یک لبخند کمرنگ روی لبانش ظاهر نمی‌شد ولی اصلاً کسی به ذهنش نمی‌رسید ممکن است مشکلی به نام افسردگی پس از زایمان نیز وجود داشته باشد، یا طرف از فرط ناراحتی چهار بار دست به خودکشی زده بود همه فکر می‌کردند خودش را لوس کرده، هیچ‌کس به ذهنش نمی‌رسید ممکن است مشکلی به نام بیش فعالی وجود داشته باشد و بچه‌ای که یک دقیقه نمی‌توانست بنشیند و از دیوار راست‌بالا می‌رفت را می‌زدند و می‌زدند تا تربیت شود. لغاتی به نام اختلالات یادگیری اصلاً وجود نداشت و هیچ‌کس فکر نمی‌کرد بچه‌ای که نمره ریاضی‌اش بیست می‌شود و دیکته پنج ممکن است مشکلی داشته باشد.

خلاصه ازاین‌دست مشکلات زیاد بود ولی چند سالی است که به حمدالله سطح اطلاعات مردم بالا رفته و مقوله‌ای به نام مشکلات روحی و روانی در بین مردم جاافتاده است. حالا همه به‌خوبی می‌دانند که افسردگی و استرس و اضطراب چیست حتی برخی افراد که بسیار مطلع هستند به‌خوبی با مشکلاتی مثل اسکیزوفرنی و پارانویید هم آشنا هستند.

خدا زنده نگه دارد این فضاهای مجازی و اینترنت و سایت‌های مختلف را که به‌راحتی اطلاعات را در اختیار همگان قرار می‌دهد و باعث می‌شود هرکس در مورد هر موضوعی که می‌خواهد مطلب بخواند و بیاموزد و اصلاً فکر نمی‌کنیم خواندن چند مطلب در چند سایت که شاید معتبر هم نباشد با تحصیل در یک‌رشته بسیار متفاوت است!

حالا در هر جمعی که باشیم با افراد آگاهی مواجه می‌شویم که به‌راحتی در مورد مشکلات روحی و روانی خود و دیگران نظر می‌دهند فقط به‌اندازه خوردن یک فنجان چای وقت می‌خواهند تا مشکلات افراد حاضر در یک مهمانی پنجاه‌نفره را تشخیص دهند و آن‌قدر ساده و آسان در مورد بیماری‌ها و مشکلات نظر می‌دهند که به ذهنتان هم خطور نمی‌کند و درست در همین‌جاست که از آن‌سوی بام بر زمین می‌افتیم.

در این شلوغ بازار اطلاعات فراموش می‌کنیم که برخی از واکنش‌های بدن طبیعی است. مثلاً کسی که تازه یک ماه از فوت عزیزش گذشته و بی‌حوصله و غمگین است، افسردگی ندارد بلکه این یک مکانیسم کاملاً طبیعی است و چنین فردی اگر بعداز گذشت چند روز بتواند به زندگی عادی خود برگردد و بگوید و بخندد مشکل دارد.

حالا اگر کسی چند دقیقه قبل از شروع جلسه دفاع از پایان‌نامه‌اش تپش قلب بگیرد و خیس عرق شود، سریع تشخیص می‌دهیم اضطراب دارد و هر جست‌وخیز کودکانه و شیطنتی را به‌حساب بیش فعالی می‌گذاریم و همین‌طوری پیش می‌رویم و نظر می‌دهیم و تشخیص می‌گذاریم و اطلاعات بی‌شمار خود را به رخ دیگران می‌کشیم.

و ازآنجایی‌که ما انسان‌های دقیقی هستیم و سعی می‌کنیم از موقعیت‌های مختلف به‌خوبی استفاده کنیم در این هرج‌ومرج، بعضی آدم‌ها تلاش می‌کنند تا بهترین استفاده را از شرایط موجود ببرند.

مثلاً در صف نانوایی ایستاده‌ای کسی می‌آید و بعد از چند دقیقه حرف زدن در مورد اینکه اعصاب ندارد و چندی است دچار مشکل شده است و نمی‌تواند منتظر بماند و اگر یکجا بماند اعصابش متشنج می‌شود، خیلی راحت به اول صف رفته و خریدش را می‌کند.

کارمندی با استناد به اینکه مدتی دچار افسردگی بوده و حالا بی‌حوصله است، تن به کار نمی‌دهد.

دیگری می‌گوید دچار ضعف اعصاب شده است و زود از کوره در می‌رود و عادت کرده در خانه و خیابان و محل کار، با دادوفریاد و پرخاشگری کار خود را پیش ببرد و همان مردم عالم به علم روانشناسی هم می‌گویند بیمار است و حق دارد و از این حرف‌ها…

خلاصه عالمی دارد این علم روانشناسی و روزبه‌روز هم بدتر می‌شود. نمی‌دانم اگر بنیان‌گذاران این علم کهن سر از قبر درمی‌آوردند و شهر و دیار ما را می‌دیدند چه می‌کردند!

ولی خوب است کمی در رفتار و گفتار خود دقت کنیم. خوب است بیاموزیم هر کاری را به اهلش بسپاریم و بی‌دلیل در مسائل مختلف دخالت نکنیم. باید تمرین کنیم بامعلومات اندک خود به دیگران برچسب نزنیم و از همه مهم‌تر باید بدانیم به‌صرف یک مشکل اجازه نداریم هرگونه که می‌خواهیم رفتار کنیم.

دوستی تعریف می‌کرد چندی پیش برای کار اداری به سازمانی مراجعه کرده بوده است. اداره شلوغ بوده و ارباب‌رجوع زیاد، ولی همه بانظم خاصی منتظر نشسته بودند تا نوبتشان شود. ناگهان کسی می‌آید و تلاش می‌کند با شلوغ‌بازی نوبتش را جلو بیندازد. راوی گفت: کارمندان اداره او را می‌شناختند و گفتند او مشکل اعصاب دارد اگر منتظر بماند همه‌چیز را به هم می‌زند و دادوفریاد راه می‌اندازد. دوستم ادامه داد: خیلی آرام به کارمندان گفتم، من الآن سرماخورده‌ام آیا اجازه دارم توی صورت شما عطسه کنم یا باید از دستمال استفاده کنم؟ کارمندان حیرت کردند. دوستم برای آن‌ها توضیح داده است که بیماری‌های روحی روانی نیز مثل بیماری‌های جسمی است. یا فرد آن‌قدر بدحال است که باید بستری شود، یا باید در خانه بماند یا در حدی است که می‌تواند خود را کنترل کند!

اگر دقت کنیم متوجه می شویم قیاس این شخص کاملا درست است. مشکلات نمی تواند مجوزی برای هر رفتار ناپسندی باشد و این درست مثل این است که از استفراغ کردن فردی که مشکل گوارشی دارد در یک مکان عمومی و جلو چشم همه تعجب نکنیم!

نکته مهم شناسایی این مرزهاست که فقط از عهده صاحبان نظران هر رشته‌ای برمی‌آید و دخالت کردن در کار آن‌ها فقط می‌تواند مشکلات را بیشتر کند و به افراد فرصت طلب اجازه هر رفتاری را بدهد و سبب شود بالاخره ازیک‌طرف از بام بیفتیم! چیزی که این روزها بسیار شاهدش هستی.

نوشته:دکترمحمدرضا سلمانی ندوشن

اخبار مرتبط :

آمار بیماران مبتلا به افسردگی در ایران ۲ برابر آمار جهانی است

ستاره ها را خاموش کنید

ملاقات کیسه های نمک با شکوفه های بهاری به جای بلور های برفی

سلمانی ندوشن پژوهشگر برتر اسلامشهر شد

سلامت مقوله ای است كه با عزم ملي دستيابي به آن تأمين مي‌شود.

یک پاسخ به “لطفا روی بام بایستید”

  1. علی - د گفت:

    احسنت . مطلبی بسیار عالی و قابل توجه و بهره برداری . طیب الله انفسکم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاربر گرامي؛ قبل از فرستادن ديدگاه، قوانين اين بخش را مطالعه نماييد.